X
تبلیغات
دانشجویان پزشکی هسته ای کرمانشاه ورودی90
دوستان  گلم با کلی تاخیر,سال جدید  رو بهتون تبریک میگم.

امبدوارم موفق و پیروز باشید...

خیلی  دلم براتوون تنگ شده...



تاريخ : شنبه 16 فروردین1393 | 1:59 AM | نویسنده : فاطمه شاکری |
گجت‌های جدید در شکل حلقه که در انگشت قرار بگیرند در این روزها چیز خیلی عجیبی نیستند. این حلقه‌ای که امروز معرفی می‌کنیم کارهایی انجام خواهد داد که شاید برای شما عجیب نباشند اما به طور حتم مانند آن را ندیده‌اید. این حلقه می‌تواند درب منزل شما را باز کند، قفل گوشی را باز کند، زمان را اعلام کند، به عنوان یک موس اشاره‌ای عمل کند و حتی نوتیفیکیشن‌هایی که برای گوشی شما آمده را نشان دهد.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 21 اسفند1392 | 10:7 AM | نویسنده : یوسف فتاح پور |
چمدونش را بسته بودیم،
با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود
کلا یک ساک داشت با یه قرآن کوچک،
کمی نون روغنی، آبنات، کشمش
چیزهایی شیرین، برای شروع آشنایی ...
گفت: "مادر جون، من که چیز زیادی نمیخورم
یک گوشه هم که نشستم
نمیشه بمونم، دلم واسه نوه هام تنگ میشه!"
گفتم: "مادر من دیر میشه، چادرتون هم آماده ست، منتظرن."
گفت: "کیا منتظرن؟ اونا که اصلا منو نمیشناسن!
آخه اون جا مادرجون، آدم دق میکنه ها،
من که اینجا به کسی کار ندارم
اصلا، اوم، دیگه حرف نمی زنم. خوبه؟ حالا میشه بمونم؟"
گفتم: "آخه مادر من، شما داری آلزایمر می گیری
همه چیزو فراموش می کنی!"
گفت: "مادر جون، این چیزی که اسمش سخته رو من گرفتم، قبول!
اما تو چی؟ تو چرا همه چیزو فراموش کردی دخترم؟!"
خجالت کشیدم ...! حقیقت داشت، همه کودکی و جوونیم
و تمام عشق و مهری را که نثارم کرده بود، فراموش کرده بودم.
اون بخشی از هویت و ریشه و هستیم بود،
راست می گفت، من همه رو فراموش کرده بودم!
زنگ زدم خانه سالمندان و گفتم که نمی ریم
توان نگاه کردن به خنده نشسته برلب های چروکیده اش رو نداشتم، ساکش رو باز کردم
قرآن و نون روغنی و ... همه چیزهای شیرین دوباره تو خونه بودن!
آبنات رو برداشت
گفت: "بخور مادر جون، خسته شدی هی بستی و باز کردی."
دست های چروکیدشو بوسیدم و گفتم:
"مادر جون ببخش، حلالم کن، فراموش کن."
اشکش را با گوشه رو سری اش پاک کرد و گفت:
"چی رو ببخشم مادر، من که چیزی یادم نمی یاد،
شاید فراموش میکنم! گفتی چی گرفتم؟ آلمیزر؟!"
در حالی که با دستای لرزونش، موهای دخترم را شونه میکرد
زیر لب میگفت:
"گاهی چه نعمتیه این آلمیزر!!"

موضوعات مرتبط: متفرقه

تاريخ : سه شنبه 29 بهمن1392 | 7:43 PM | نویسنده : فاطمه دهقان |
  



خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم


خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله
بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم
خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد
خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده
او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید
خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!
خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو
نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد
ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟
خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم
که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری



موضوعات مرتبط: متفرقه

تاريخ : دوشنبه 21 بهمن1392 | 2:15 PM | نویسنده : فاطمه دهقان |


هفت شماره را میگیرم ...

(ایمان ، عشق ، محبت ، صداقت ، ایثار ، وفاداری ، عدل)

... بــــــــــــــــــــوق ...

شماره مورد نظر در شبكه زندگی انسانها موجود نمی باشد،
لطفا" مجددا" شماره گیری نفرمایید !

.
.
.
.

هفت شماره دیگر

(دوست ، یار ، همراه ، همراز ، همدل ، غمخوار ، راهنما )

... بــــــــــــــــــــوق ...

مشترك مورد نظر در دسترس نمی باشد !

.
.
.
.

باز هم هفت شماره دیگر

(خدا ، پروردگار ، حق ، رب ، خالق ، معبود ، یكتا)

... بــــــــــــــــــــوق ... بــــــــــــــــــــوق ...

... لطفا" پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید

... بــــــــــــــــــــوق ...


سلام ... خدای من !

اگر پیغاممو دریافت کردین، لطفا" تماس بگیرید، فقط یكبار !

من خسته شدم از بس شماره گرفتم و هیچكس، هیچ جوابی نداد !

شماره تماس من :

(غرور ، نفرت ، حسادت ، حقارت ، حماقت ، حرص ، طمع)

منتظر تماس شما هستم . انسان !

.
.
.
.

خداوندا ...

خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قطار موحبتهایت

مرا تنها تو نگذاری

که من تنهاترین تنهام؛ انسانم


خدا گوید :

تو ای زیباتر از خورشید زیبایم

تو ای والاترین مهمان دنیایم

تو ای انســــان !

بدان همواره آغوش من باز است

شروع كن ...

یك قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من ...


موضوعات مرتبط: متفرقه

تاريخ : دوشنبه 21 بهمن1392 | 2:12 PM | نویسنده : فاطمه دهقان |
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند
آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند.انیشتین اولین نفری بود که باید
چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد. همه پنهان
شدند الا نیوتون ...
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین. انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…
او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده. انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سك سك) نیوتون بیرون( سك سك)
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم. او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!! ...
تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...
نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ... که من رو، نیوتون بر متر مربع میکنه ......
و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر \"یک پاسکال\" می باشد بنابراین من \"پاسکالم\" پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سك سك)


نکته: این دانشمندا یه عمر تلاش و تحقیق و درس و ... ، آخرش رفتن
اون دنیا قایم موشک بازی میکنن !!! خدا رو شکر دانشمند نشیدیم !


موضوعات مرتبط: متفرقه

تاريخ : دوشنبه 21 بهمن1392 | 2:3 PM | نویسنده : فاطمه دهقان |
تا پیش از این و براساس توطئه‌ای که دشمنان طراحی کرده بودند، گمان می‌شد که دانش ربطی به دختر یا پسر بودن دانش‌آموزان ندارد. این در حالی‌ است که وجود تفاوت بسیار زیاد میان دختران و پسران اگر از دید مردم عادی یا فریب‌خوردگان پنهان بماند هیچ‌گاه از دید وزیر آموزش‌و‌پرورش پنهان نخواهند ماند.
 
این هفته حاجی‌بابایی، وزیر آموزش‌و‌پرورش از پیگیری طرح جداسازی کتب درسی دختران و پسران توسط این وزارتخانه خبر داد که بسیار دلگرم‌کننده بود. ما علاوه بر گرم کردن دل، کمک و پیشنهاد هم در این زمینه بلدیم. در زیر چند نمونه از مطالب کتاب‌های جداسازی شده مطابق سیاست‌های وزارت آموزش‌و‌پرورش برای الگوبرداری آورده شده‌اند.ریاضی پسران: 2+2 مساوی است با 4. فوق‌فوقش 5.ریاضی دختران: 2 تا گل داریم 2 تا گل دیگه هم می‌ذاریم کنارش که به مامانمون هدیه بدیم؛ مجموعا میشه یه دسته گل.

جغرافی پسران: اگر دست راست خود را به طرف شرق و دست چپ خود را به طرف غرب بگیریم، شمال در پیش‌رو و جنوب در پشت سرمان خواهد بود.جغرافی دختران: اگر قادر به تشخیص دست راست و چپ خود باشیم، بهتر است به خانه بخت رفته و دل وزیر آموزش‌و‌پرورش را که بارها اعلام کرده از ازدواج دانش‌آموزان دختر استقبال می‌کند، شاد كنیم.ادبیات پسران: درس «حسنک وزیر» از تاریخ بیهقی...ادبیات دختران: درس «مرضیه وزیر» از تاریخ ...

انگلیسی پسران:
I want to go to the garden with my friends
انگلیسی دختران:
I want to go to the kitchen and cook the dinner for my lord husband

تاریخ پسران (پس از حذف پادشاهان و لشکرکشی‌ها که دولت وعده‌اش را داده(: یونانی‌ها به سرکردگی یک یارویی حدود دو هزار سال پیش به ایران حمله کردند و عده‌ای از مردم را کشتند و یک سلسله‌ای را منقرض کردند اما پس از اندکی خودشان هم رفتند وردست بابایشان.تاریخ دختران (پس از اصلاحات مذکور): یونانی‌ها یک زمانی به ایران آمدند و سعی کردند به‌جای خورشت پلو بادمجون غذای پلاخورشتوس یونانی را که اصلا هم خوشمزه نبود، رواج بدهند اما نتوانستند. طرز تهیه خورشت پلوبادمجون به شرح زیر است...

فلسفه پسران: سقراط فیلسوفی یونانی بود که پیوسته در طلب حق بود و لقب شهید راه حقیقت گرفت.فلسفه دختران: زن سقراط پیوسته در تعقیب شهید راه حقیقت بود و دمار از روزگار او درآورد.فیزیک نور پسران: در انعکاس یک تصویر در آینه بین فاصله كانونی آینه(f) و فاصله جسم از آینه(p) و فاصله تصویر از آینه (q) رابطه وجود دارد.فیزیک نور دختران: در انعکاس تصویر در آینه همیشه بین نجابت، زیبایی و شوهرداری باید نسبت وجود داشته باشد نظرت چیه هااا.


تاريخ : دوشنبه 21 بهمن1392 | 1:55 PM | نویسنده : فاطمه دهقان |
خوب است که سازمان ملی جوانان به فکر ازدواج جوان‌ها افتاده ولی علی‌الظاهر الباقی مسئولان محترم هم برای اینکه عقب نیفتند بدجوری جوگیر شده‌اند.علی‌الظاهر اگر دختر دانش‌آموزی ازدواج کند مدیر مدرسه موظف است او را اخراج کند.

1-حالا اگر دختری درسش خوب نبود اما بروروی قابل‌توجهی داشت (ماشاالله‌) تکلیف چیست؟ آمدیم و هی رد شد و توی مدرسه درجا زد. باید بترشد؟

2-درس بهتر است یا شوهر؟ مسئله این است.

3-آیا واقعآً دختران دبیرستانی ازدواج کرده این‌قدر موجودات خطرناکی به حساب می‌آیند؟

4-اگر یک دختری ازدواج کرد ولی با خواهر دانش‌آموزش در یک خانه زندگی می‌کرد تکلیف چیست؟ آنجا هم بدآموزی دارد یا نه؟

5-چه چیزی ممکن است دانش‌آموز متأهل به دانش‌آموز مجرد یاد بدهد که خودش نداند؟

6-آیا مسئولان آموزش و پرورش در ایران زندگی می‌کنند؟

در خبر آنلاین خواندم که دکتر زکریا یا زرلو رئیس آموزش و پرورش استان تهران ضمن این سنت‌شکنی گفته است: «ازدواج دختران دانش‌آموز را توصیه می‌کنم».خوب است که سازمان ملی جوانان به فکر ازدواج جوان‌ها افتاده ولی علی‌الظاهر الباقی مسئولان محترم هم برای اینکه عقب نیفتند بدجوری جوگیر شده‌اند. عن‌قریب است که شاهد موارد زیر باشیم:

مورد اول

عاقد: عروس خانوم وکیلم بگو دیگه وکیلم؟خواهر عروس: عروس رفته عروسکشو بخوابونه.عاقد: برای بار دوم، عروس خانوم وکیلم؟خواهر عروس: عروس رفته پلی‌استیشن بازی کنه.عاقد: برای بار سوم، عروس خانوم وکیلم؟خواهر عروس: اوا خاک‌برسرم! به خدا آبجیم راضیه فقط یک کم صبر کنید مادرم پوشکشو عوض کنه، الان میاد.

مورد دوم
پدر داماد: خب دخترم بالاخره عروس گلم میشی یا نه؟عروس گل: اگر پسرتون قول بده مشقامو برام بنویسه، شبام جاشو خیس نکنه، با اجازه خانوم قلی‌پور معلم مهربون کلاس دوم ب دبستان «گل‌های شادی»، بعله.

موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : دوشنبه 21 بهمن1392 | 1:41 PM | نویسنده : فاطمه دهقان |
برآنچه گذشت ،

آنچه شکست ،

آنچه نشد ... 

حسرت نخور ؛

زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد ...



تاريخ : یکشنبه 6 بهمن1392 | 8:1 PM | نویسنده : فاطمه شاکری |


گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت !
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد !
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد !

*دوستی نه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب ، اگر گم شد هرچه هست دوستی نیست . . .



تاريخ : یکشنبه 6 بهمن1392 | 7:59 PM | نویسنده : فاطمه شاکری |
چندروز پیش یکی بدجور ناراحتم کرد.دوستان در جریانن کیو میگم.

میخواستم بدجور تلافی کنم.خوب ادبش می کردم....براش شعور معنی نشده بود.براش معنی می کردم

ولی بادیدن این مطلب پشیمون شدم......

Image Hosted by Free Photo Hosting at IranXM



تاريخ : دوشنبه 2 دی1392 | 1:50 PM | نویسنده : طاهره صفرزاده |

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خونِ هفتاد و دو تن امضا کند


تاريخ : سه شنبه 21 آبان1392 | 11:23 AM | نویسنده : حسنا گورانی |
 
 
الان بچه هفت ساله تخت 2نفره داره
زمان ما، میذاشتن ما رو پاهاشون به حالت سانتریفوژ اینقد تکون میدادن
تا پلاسمای خونمون جدا میشد میخوابیدیم !


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 25 مهر1392 | 5:22 PM | نویسنده : حسنا گورانی |

بعضی از پشه ها انقدر قیافشون مظلومه که آدم

 میخواد خودش رگشو پیدا کنه بذاره دهنشون!
 



تاريخ : یکشنبه 14 مهر1392 | 8:59 AM | نویسنده : نسرین منصورنیا |

جمعه یعنی یک غروب وعده دار / وعده ترمیم قلب یاس زار

جمعه یعنی مادر چشم انتظار / درهوای دیدن روی نگار

جمعه یعنی یه سماء دلواپسی / می شود مولا به داد ما رسی . . .؟



http://upload7.ir/images/63642314796710859648.jpg


تاريخ : جمعه 29 شهریور1392 | 5:3 PM | نویسنده : حسنا گورانی |

با عرض سلام و احوال پرسی خدمت همکلاسی ها

ضمن تبریک برای آغاز سال تحصیلی جدید و آرزوی موفقیت و سلامتی برای همه اینجانب تقاضامندم تاریخ هجرت از شهرهای خویش را اعلام نماید تا تکلیف تاریخ شروع کلاسها روشن گردد.

 

همچنین بنده بر خود وظیفه می دانم که نماینده جدید را معرفی کنم:

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

سرکار خانم حسنا گورانی

 

 

برای آشنایی خوب است که به چند ویژگی بارز خانم گورانی  دقت نمایید:

ــ از این به بعد در کلاس اسامی خوب و بد نوشته می شود( مثل نمایندگی من کویت نمی باشد)

 ــ مدیریت مالی ایشان خیلی بهتر از بنده می باشد و از این به بعد هزینه جزوه ها قبل از تحویل آنها اخد می گردد.( دم ایشان گرم چون بنده دیگر بدبخت گشتم البته برایتان دارم)

ــ خلاصه از بنده می شنوید سعی کنید ایشان عصبانی نشوند و با برنامه هایی که اعلام می کنند همکاری لازم را داشته باشید و از آن لوس بازی های دوران نمایندگی من در نیاورید...

ــ باقی توضیحات را خودشان برایتان توضیح می دهند...



تاريخ : شنبه 23 شهریور1392 | 5:13 PM | نویسنده : حسنا گورانی |
مطالب خنده دار و جالب ................

 

ادامه مطلبو ببین



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 شهریور1392 | 7:48 PM | نویسنده : شبنم سلیمانی |
تابلو نقاش را ثروتمند کرد

شعر شاعر به چند زبان ترجمه شد

و کارگردان جایزه ها را درو کرد ...

و هنوز سر همان چهارراه واکس میزند

 کودکی که بهترین سوژه بود !!



تاريخ : چهارشنبه 20 شهریور1392 | 12:42 PM | نویسنده : شبنم سلیمانی |

شخصیت کلی از روی خطوط کف دست

به کف دستان خود نگاه کنید ، سپس از میان ۹ تصویر زیر تصویری را که به دستان شما شباهت بیشتری دارد انتخاب و شرح کلی کف دست تان را مطالعه نمائید




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 19 شهریور1392 | 9:39 AM | نویسنده : شبنم سلیمانی |

               شما چه فلزی هستید؟

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 19 شهریور1392 | 9:34 AM | نویسنده : شبنم سلیمانی |

هواپیماهای نظامی به دلایل مختلفی نمی توانند سوخت زیادی با خود حمل کنند، به همین خاطر در عملیات های طولانی نیاز به تجدید سوخت گیری دارند.


حتماً در فیلم های سینمایی نمونه هایی از عملیات این چنینی دیده اید که چطور هواپیمای جنگی توسط هواپیمای حامل سوخت، تجدید سوخت گیری می کند. اما از روز اول ساخت هواپیماها چنین تجهیزات پیشرفته ای در دست نبود و خلبانان با دشواری های زیادی به این امر مبادرت می ورزیدند.

اگر مشتاقید که روند پیشرفت این عملیات دشوار را در قالب چند عکس ببینید به ادامه مطلب بروید.

موضوعات مرتبط: علمی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 19 شهریور1392 | 1:7 AM | نویسنده : یوسف فتاح پور |

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs..... Who arranged a running competition.


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 18 شهریور1392 | 10:50 AM | نویسنده : فاطمه دهقان |

عاشقانه های حیوانات



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 18 شهریور1392 | 10:41 AM | نویسنده : شبنم سلیمانی |

محبت را هدیه کنید



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 18 شهریور1392 | 10:37 AM | نویسنده : شبنم سلیمانی |

http://mj6.persianfun.info/img/92/6/Nostalgia5/08.jpg


موضوعات مرتبط: متفرقه

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 17 شهریور1392 | 7:31 PM | نویسنده : فاطمه دهقان |

هر چیزی انواعی داره ......



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 16 شهریور1392 | 11:1 AM | نویسنده : شبنم سلیمانی |
روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا میزان ایمان دانشجویان اش را بسنجد .

او پرسید: (( آیا خداوند , هرچیزی راکه وجود دارد , آفریده است؟ ))

دانشجویی شجاعانه پاسخ داد : (( بله ))

استاد پرسید: (( هرچیزی را ؟! ))

پاسخ دانشجو این بود: (( بله ; هرچیزی را. ))

استاد گفت: (( دراین حالت , خداوند شر را آفریده است . درست است ؟ زیرا شر وجود دارد .))

برای این سوال , دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند .

ناگهان , دانشجوی دیگری دستش را بلند کرد و گفت:

(( استاد ممکن است از شما یک سوال بپرسم؟ ))

استاد پاسخ داد: (( البته ))


دانشجو پرسید: (( آیا سرما وجود دارد؟ ))

استاد پاسخ داد: (( البته, آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟ ))

دانشجو پاسخ داد: (( البته آقا, اما سرماوجود ندارد. طبق مطالعات علوم فیزیک, سرما, نبودن تمام

و کمال گرماست و شیء را تنها درصورتی می توان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال

دهد و این گرمای یک شیء است که انرژی آن را انتقال می دهد.بدون گرما اشیاء بی حرکت هستند,

قابلیت واکنش ندارند ; پس سرما وجود ندارد .ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم. ))

دانشجو ادامه داد : (( وتاریکی ؟ ))

استاد پاسخ داد : (( تاریکی وجود دارد . ))

دانشجو گفت: (( شما باز هم در اشتباه هستید آقا! تاریکی , فقدان کامل نور است.

شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید.منشور نیکولز, تنوع

رنگ های مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور , نور می تواند تجزیه شود .

تاریکی , لفظی ست که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم. ))

و سرانجام دانشجو ادامه داد: (( خداوند, شر را نیافریده است . شر , فقدان خدا در قلب افراد است.

شر فقدان عشق, انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند .

آنها وجود دارند و فقدانشان منجر به شر می شود. ))



تاريخ : پنجشنبه 7 شهریور1392 | 3:8 PM | نویسنده : پریسا فتحی زاده |
دﯾﮕﻪ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻦ ﺧﺮﺝ ﯾﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭ
ﺑﺪﻥ! ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﺞ ﺷﯿﺶ ﻧﻔﺮﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ
ﮐﻨﯿﻢ.
ﻧﺨﻨﺪ:|
ﺳﯿﻨﻪ ﺑﺰﻥ

موضوعات مرتبط: طنز

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 7 شهریور1392 | 11:4 AM | نویسنده : فاطمه دهقان |
می دانید اولین جمله ای که ما دراول دبستان یاد می گیریم چیه؟
.
.
.
.
بابا آب داد بابا نان داد



می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟
.
.
.
.
من می توانم بخوانم و بنویسم
می دانید اولین جمله ای که ژاپنیها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟
.
.
.
.

من می توانم بدوم



و این است که ما همیشه چشممون دنبال دست پدر است 
کار از ریشه خراب است

فقـر یعنی اینکه ... !!



موضوعات مرتبط: متفرقه

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 3 شهریور1392 | 10:10 AM | نویسنده : فاطمه دهقان |

سلام

بچه ها با اجازه تون می خوام یه پست پزشکی به روایت تصویر براتون بذارم  برای خودم جالب بود امیدوارم  برای شما هم جالب باشه

البته یه نکته رو متذکر بشم هدف من صرفا نشون دادن نحوه این عمل بود و چون این عکس ها رو از سایت اعمال جراحی برادشتم نمی تونستم منبع رو ذکر نکنم یه موقع فک نکنین تبلیغه ها...

نظر فراموش نشه



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 27 مرداد1392 | 1:17 PM | نویسنده : حسنا گورانی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.